روز ۱، ۳، ۷؟ فاصلهٔ جادویی برای مرور وجود نداره
حتماً جدولهای مرور «روز اول، سوم، هفتم، سیام» رو دیدی. ایدهٔ پشتش درسته؛ ولی عدد جادوییای وجود نداره. فاصلهٔ درست به یه چیز بستگی داره: آزمونت کِیه.
تیم محتوای Do۴ دقیقه مطالعه
فهرست این مقاله
خلاصه در سه خط
- مرورِ پخششده تو زمان، از همون مقدار مرورِ یکجا خیلی ماندگارتره.
- فاصلهٔ بهینهٔ مرور ثابت نیست؛ هرچی آزمون دورتر باشه، فاصلهها میتونن بلندتر باشن.
- مرور یعنی یادآوری از حافظه، نه فقط دوباره خوندن.
دو نفر هر کدوم چهار ساعت برای یه مبحث وقت دارن. اولی هر چهار ساعت رو یهجا، تو یه روز، میخونه. دومی چهار تا جلسهٔ یهساعته رو تو چند هفته پخش میکنه. یه ماه بعد، کدوم بیشتر یادشه؟
جواب این سؤال یکی از محکمترین یافتههای علم یادگیریه؛ و از قرن نوزدهم، از آزمایشهای ابینگهاوس روی حافظه، بارها تکرار شده: دومی.
چرا یهجا خوندن حس بهتری داره؟
نکتهٔ عجیب اینه که خوندن یکجا حس بهتری میده. آخر اون چهار ساعت، مطلب کاملاً آشناست و حس میکنی مسلطی. ولی این همون توهم تسلطه: حس آشناییای که چند روز بعد محو میشه.
وقتی مرور رو با فاصله انجام میدی، هر بار یه کم از مطلب فراموش شده و یادآوریش سختتره. و همین سختی بخشی از سازوکاره. پژوهشگرها به این میگن دشواری مطلوب: یه سختی که عملکرد لحظهای رو پایین میاره ولی یادگیری پایدار رو بالا میبره. البته «هرچی سختتر، بهتر» هم درست نیست؛ اگه اونقدر صبر کنی که مطلب کامل پاک شده باشه، دوباره از صفر شروع میکنی.
فاصلهٔ جادویی؟
شاید جدولهایی دیده باشی که میگن مرور باید دقیقاً روز اول، سوم، هفتم و سیام باشه. ایدهٔ کلی (فاصلههایی که کمکم بیشتر میشن) منطقیه؛ ولی عدد جادویی جهانی نداریم.
یه فراتحلیل بزرگ که صدها نتیجه از پژوهشهای مرور پخششده رو کنار هم گذاشت، یه الگوی مهم نشون داد: فاصلهٔ بهینهٔ بین مرورها به این بستگی داره که آزمون چقدر دوره. اگه آزمون یه هفتهٔ دیگهست، فاصلههای کوتاه بهترن. اگه آزمون ماهها دیگهست، فاصلهها میتونن بلندتر باشن.
برای یه کنکوری، این یه خبر خوبه: چون کنکور ماهها دیگهست، لازم نیست هر مبحث رو هر هفته مرور کنی؛ میتونی فاصلهها رو کمکم بیشتر کنی و وقت آزادشده رو صرف مبحثهای جدید کنی.
مرور یعنی یادآوری
یه اشتباه رایج اینه که «مرور» رو با «دوباره خوندن» یکی بدونیم. مرور فاصلهدار وقتی بیشترین اثر رو داره که با یادآوری از حافظه ترکیب بشه:
- برگهٔ سفید: بدون نگاه به کتاب، هرچی یادته بنویس.
- فلشکارت: سؤال یه طرف، جواب طرف دیگه.
- تست: چند تست از مبحث قدیمی وسط برنامهٔ جدید.
اینجوری هر مرور، هم یه آزمونه، هم یه تقویت.
یه نقشهٔ ساده برای سال کنکور
بدون اینکه دنبال عدد دقیق باشی، این الگوی کلی کمک میکنه:
- بعد از یاد گرفتن یه مبحث: یکی دو روز بعد، یه مرور کوتاه با یادآوری.
- مرور دوم: یکی دو هفته بعد.
- مرور سوم: حدود یه ماه بعد.
- بعد از اون: مبحث رو تو تستهای ترکیبی و آزمونهای آزمایشی نگه دار.
- ماههای آخر: هرچی به کنکور نزدیکتر میشی، مرورها فشردهتر و نزدیکتر.
اگه تو یه مرور دیدی چیز زیادی یادت نمونده، فاصلهٔ بعدی رو کوتاهتر کن. اگه همهچیز یادت بود، بلندترش کن. این یعنی برنامهت رو با دادهٔ خودت تنظیم میکنی، نه با یه جدول ثابت.
جمعبندی
مرور پخششده یکی از قویترین ابزارهای علم یادگیریه؛ ولی قانون فاصله رو آزمونت تعیین میکنه، نه یه جدول جادویی. فاصلهها رو کمکم بیشتر کن، هر مرور رو با یادآوری انجام بده، و برنامهت رو با نتیجهها تنظیم کن.
منابع
- Cepeda, N. J., Pashler, H., Vul, E., Wixted, J. T., & Rohrer, D. (2006). Distributed practice in verbal recall tasks: A review and quantitative synthesis. Psychological Bulletin, 132(3), 354–380.
- Dunlosky, J., et al. (2013). Improving students' learning with effective learning techniques. Psychological Science in the Public Interest, 14(1), 4–58.
- Bjork, R. A., Dunlosky, J., & Kornell, N. (2013). Self-regulated learning: Beliefs, techniques, and illusions. Annual Review of Psychology, 64, 417–444.
